Hard Times
فیلم زمانهای دشوار
وقتی پسر ناراضی یکی از کارکنان سازمان غیرانتفاعی از شرکت در آزمون امتناع میکند و اعلام میکند که از اتاقش خارج نخواهد شد، مادر نگرانش از یکی از مشتریان خود، تبعیدی کوبایی، برای کمک به هدایت پسرش درخواست میکند. گونزالو تصمیم گرفته از مدرسه بیرون بیفتد و مادرش آنا مطمئن نیست چگونه به پسرش بفهماند که دارد اشتباه فاحشی انجام میدهد. مشتری آنا، کارلوس، تبعیدی کوبایی است که با فروش سیگار و آثار هنری در بازار سیاه زندگی میگذراند. وقتی کارلوس به مشکل آنا پی میبرد، از مایل تازه آزاد شده که زندانی بوده میخواهد به پسر نقشه شطرنج را بیاموزد. شاید اگر جوان گونزالو بتواند بازی را بیاموزد، بتواند دوباره زندگی را آغاز کند. با آغاز درسها، هر یک از این شخصیتها درمییابد که برای واقعاً جلو رفتن در زندگی، ابتدا باید از زنجیرهایی که مانع از بودن آنها به آن گونه که واقعاً هستند میشوند، رها شوند.