پدر فاطوس زمانی که او بسیار کوچک بود، فوت کرد. مادرش با تورگوت ازدواج کرد تا بتواند از خود و فرزندش مراقبت کند. تورگوت مردی بیرحم است. او زن بیمار و فرزندش را مجبور به کار میکند و همه چیزهایی را که دارند، میگیرد. فاطوس در خیابان با گاریبان آشنا میشود و شروع به فروش آبنبات با او میکند. اما مادرش بسیار بیمار است. بدرفتاری تورگوت باعث شده که بیماری زن به شدت بدتر شود. وقتی آنها از خانه بیرون انداخته شدند، به خیابان افتادند. حالا مادر و دختر تنها هستند. آنها هیچکس جز گاریبان ندارند.
برای دانلود، باید وارد حساب کاربری خود شوید و اشتراک خریداری کنید.