Pozdní léto
فیلم تابستان دیرهنگام
"همه نیاز دارند که احساس کنند به کسی تعلق دارند - و این چیزی است که فرانتیشک کوچک ما میتواند بدهد..." اینها کلمات ورا، زن بدون فرزند است که به همراه شوهرش کارل تصمیم میگیرند پسربچهای را از یتیمخانه به فرزندی بپذیرند. این زوج در زندگی خود تلاشهای زیادی کردهاند: تحصیل، پیدا کردن شغل. اما هیچکدام از اینها به طور کامل آنها را راضی نکرده است. اما آنها موفق شدهاند برای خود خانهای بسازند و حالا میخواهند آن را به یک فرزند سوم پیشنهاد دهند... ورا و والدینش از پسربچهای که هنوز فقط در حال آزمایش است، خوشحال هستند. اما کارل، که خود با حس شکست در زندگیاش زندگی میکند، در سازگاری با عضو جدید خانواده دچار مشکل و کندی است...