Things Behind the Sun
فیلم چیزهایی پشت آفتاب
اکنون که پدر ایئتساک در کماست و در آستانه مرگ است، ایئتساک حاضر میشود به دیدن او برود و در نتیجه سالیان سکوت دهه را میشکند. در بازدیدهایش از بیمارستان، ایئتساک که مردی کتکخورده و خویشتندار است، از این که با بیتوجهی خانوادهٔ خود رو به رو شده است، خشمگین است: همسرش نقشی هنرمندانه در زندگی دارد که رویاهایش همان هفته به تحقق میپیوندد؛ پسر بیستوهفتسالهاش فیلسوفی است که هنوز در خانه زندگی میکند؛ و دختر بیستوپنجسالهاش که همجنسگرای آزار دیده است و برای مدت طولانی با خانواده ارتباطی ندارد. ایئتساک متوجه نیست که دختر ده سالهاش دیدوش که neglected و تقریباً نامرئی در خانواده است از پدربزرگش که هرگز با او ملاقات نکرده بود به طور مخفی بازدید میکند و نقشهای برای شناسایی راز قدیمی خانوادگی میریزد.