مالک گیل بلانکو با تنها پسر هفت ساله اش نینو زندگی میکند. از آنجا که همسرش را از دست داده است با مشروبات الکلی دست و پنجه نرم میکند و دچار خاموشی های مکرر است که در نتیجه فقط تغییرات فراموشی دارد. روزی پس از یک خاموشی به خود میآید و میداند با جسد ایزابِل، دختر مستاجر بنِل را کنار مخزن آب پیدا کرده است و آن را کنار او میگذارد. زندگی او به تدریج از کنترل خارج میشود و به هذیان و نگرانی دچار میشود.