Wail of the Conch
فیلم نفس شکسته شیپور صدفی
اوسمان به روستای مادری اش در شب طوفانی باز می گردد، همان روستایی که ۲۷ سال پیش در تاریکی شب از آن فرار کرده بود. او در خانه ماناف خان، پیر روستا، پناه می گیرد و قصد بازنگری در کودکی و بازخوانی خاطرات گذشته را می کند. با کُنژو بوری که هنگام تولد به او پرستاری کرده بود، ملاقات می کند و دوست دوران کودکی اش فازلو را می یابد. او به دنبال دنیاطلبی نیست و تنها می خواهد باقی عمر را در روستا بگذراند و نوستالژی روزهای گذشته را تجربه کند؛ اما این قرار نیست رخ دهد و با واقعیت دیگری روبه رو می شود.