عمه اولفت، که به خاطر ترتیب دادن ازدواجها شناخته شده است، به شدت دلتنگ تنها پسرش، اوغوز، است. عمه اولفت که حتی برای پرندگان محله ازدواج ترتیب داده، رقیب بزرگی به نام فیر دویس دارد. اولفت همچنین برای پسر فیر دویس ازدواجی ترتیب داده، اما فیر دویس از ازدواج پسرش ناراضی است. به همین دلیل او نسبت به اولفت دشمنی دارد. پسر اولفت، اوغوز، پس از سالها دوری از روسیه به ترکیه بازمیگردد. اولفت تمام پروندههای ازدواج فعلیاش را میبندد و میخواهد اوغوز را در این مرخصی طولانی ازدواج دهد. اما فیر دویس شمشیرش را میکشد و برای خراب کردن تلاشهای اولفت اقدام میکند. اما اوغوز به همان شیوهای که روسیه را ترک کرده بود، بازگشته است. بنابراین، یک جنگ اطلاعاتی شدید بین حامیان اولفت و حامیان فیر دویس در محله آغاز شده است. اوغوز که محله را تقسیم میکند، قلب واحدی ندارد.