درباره جوانی و سامی بودن است با تمرکز بر موضوعات غرور، عشق و تعارض. ایزابل از مادرش در استکهلم به پدرش در یوکموک میرسد. آموک رپ به آناارسامیلیکâ، ایناری سامی، زبانی است که میان چهارصد نفر استفاده میشود. آلتِّه احساس سامی بودن نمیکند. تاماس درامنواز است، روی اسکی میزند و رویا دارد بازیگر شود. دوشکسته ساژ که عاشق سامی میشود. چه؟ جان از کلمبیا پذیرفته شده و خیلی جوک میگوید. تاماس و پتر برای آیندهشان برنامهریزی میکنند. ریتهٔ وا عاشق اسبدوانی است. آماندا تئاتر و سیاست را دوست دارد. ساندرای آواز خواندن میخواهد بداند چقدر سامی است. یوهان در خانهای مذهبی پرورش یافته است که موسیقی در آن ممنوع است. آسلک عاشق اسکوترهاست. ماریت در مدرسه به خاطر سامی بودن مورد آزار قرار میگرفت.