با تعقیب رقبای مسلح، یک دزد بانک جسور به خیابان مسکونی آرامی که در آن بزرگ شده و مادرش، مانیته، هنوز در آنجا زندگی میکند، پناه میبرد. یک توسعهدهنده املاک بیرحم به نام کرازى در حال خریدن محله برای تبدیل آن به یک منطقه بانکی جدید و درخشان است، اما مانیته به شدت در برابر این تغییرات مقاومت میکند. روشهای مبتکرانه او تحسین پسرش را برمیانگیزد، اما او با تلههای زیرکانه و حقههای پنهانی مقابله میکند زمانی که مانیته سعی میکند او را مجبور کند تا برای یک بار هم که شده کار درست را انجام دهد.