زندگی در ویلمینگتون، کارولینای شمالی برای دیوید تقریباً آرام است تا اینکه او به رابطه ای با زنی مسن و اسرارآمیز روی می آورد. برای پیچیدگی بیشتر زندگی، خواهر دیوید، نانسی، و همکارش جین مشکلاتی دارند که با دیوید به اشتراک می گذارند. نانسی با محبت های ناخواسته دو مرد دست و پنجه نرم می کند. در عین حال، جین همسر بدکار خود را کنار می کشد. و از همه مهمتر، دیوید یک هم اتاقی همجنسگرا دارد که به اشتباه فکر می کند قصد دارد با او رابطه ای آغاز کند، به اضافه یک قاتل خیابان باری که در یک پارک سایه می اندازد.