نویسندهای وجود دارد که در اواخر دهه هفتاد موفق شد شعری در نشریه ماهانه نووی وریز منتشر کند. این امر او را به نویسندهای خودخواسته تبدیل کرد که نامش در رسانههای دولتی ظاهر شد. نویسنده از امتیازاتش به طور کامل استفاده میکند — با قدرت لاس میزند، با مخالفان همدردی میکند و تحصیلش را همزمان شکست میدهد. او از رفتن به ارتش با نثری والا که خواهرش رئیس آسایشگاه روانی در تورکی است، نجات مییابد. در یک مؤسسه روانی، نویسنده با نویسندهای روانی آشنا میشود که یک رمان مینویسد. پس از خودکشی او، نقش گردآورنده نخستین نسخه را به دست میگیرد و زیر نام خود آن را خارج از سانسور منتشر میکند که به شهرت، شهرت و ثروت میانجامد. آگوست هشتاد آغاز میشود...
برای دانلود، باید وارد حساب کاربری خود شوید و اشتراک خریداری کنید.