خط داستانی
اومی در زندگی روزمره و بیرمق پیش میرود و به عنوان واسطهٔ وصلِ عاشقان شهری کار میکند و به وسیلهٔ شرکت وینگمن به جستوجوی عشق میپردازد. به خاطر درد اخیر که از جانب دوستدختر سابق/دوست کودکی یعنی شیخا به او وارد شده و به نظر نمیرسد بتوان از آن بهبود یابد یا رهایش کند، اومی تصمیم میگیرد به دنبال زنی دیگر به نام نیشا برود که خود بار سنگینی بر دوش دارد. آیا انتخابهای اومی برای یافتن آرامش و عشق مطلوب او را به آن میرساند یا او را به سمت ناامیدی غیرقابلدردسرتری هدایت میکند؟