سی-بُم رویای بازیگر شدن دارد. روزی با دختری به نام سو-کیونگ آشنا میشود و از نخستین نگاه او را عاشق میشود. با همراهی سی-بُم، سو-کیونگ از دردها و رابطهٔ ناراحتکننده با پدرش نیز رها میشود؛ اما مدتی بعد با فوت مادری روبهرو میشود و برای فرار از واقعیت به همراه همسرش سفری به دریا میرود اما سو-کیونگ در یک تصادف شدید آسیب میبیند. برای نجات او، سی-بُم از پول دزدی میکند تا بیمارستان را تامین کند و این کار او را وادار میکند در یک بار برای ثروتمندان کار کند. حالا از طریق هنر بازیگری خود به سو-کیونگ آرامش میدهد و وانمود میکند که از طریق بازیگری امرار معاش میکند. اما وقتی محبوب میشود، تصمیم میگیرد به سئول برود تا پول بیشتری به دست آورد و سرانجام با یکی از دوستان قدیمیاش روبهرو میشود و در یک نبرد بزرگ دخالت میکند.