کایل پیپلز هرگز نمیخواست به مردی که در دهه سیاش شده تبدیل شود، یک حسابدار که در شغف بیپایانی گرفتار است، با معشوقهای که از او موفقتر است و خانوادهای که او را درک نمیکند. بنابراین وقتی یک شب مهمانی به دوستیهای جدید و سرگرمی منجر میشود، کایل فرصتی برای فرار از واقعیت میبیند. اما دوستی جدید کایل با مایا و داستی و عشق این سه نفر به مت کریستالی در نهایت هزینههای سنگینی برای کایل دارد: شغلش، همراهش، خانهاش و خانوادهاش را از دست میدهد. فرار کایل به دامش تبدیل میشود، مهمانی یک توهم است و کریستال به آرامی او را به لحاظ جسمی و روانی میکشد. وقتی او بالاخره به قعر میرسد و دیگر آن جوانی نیست که پدرش با افتخار دربارهاش صحبت میکرد، کایل باید انتخاب کند: زندگی یا مت.