Nach Jahr und Tag
فیلم سالها بعد و روزی
دو نفر پس از سالها جدایی به طور اتفاقی دوباره به هم می رسند مونویکا و وینفرید. مونویکا پیش تر کارمند فروش بود اکنون معلم مهدکودک است او پسری از وینفرید دارد اما او هیچ اطلاعی از این ندارد وینفرید از دانشگاه فارغ التحصیل شده و خبرنگار موفقی است آنها از دیدن یکدیگر خوشحالند و روزی خوب را با هم می گذرانند اما پرسش اصلی اینکه چرا آن زمان از هم جدا شدند و آیا می توانند با هم آغاز تازه ای داشته باشند مونویکا به گذشته های خوب فکر می کند آن زمان وینفرید برای او برتری داشت و موفق بود اکنون با مشکلاتی روبروست به نظر می رسد مونویکا در برخی زمینه ها از او پیشرفته است اما وینفرید در داستان فیلم فرصتی برای بازیابی اختیار انسانی می یابد و شاید روزی پدر خوبی برای پسش که تا پیش از این نسبت به وجودش بی اطلاع بود باشد