لانا شانزدهساله از خانوادهای متوسط در زاگرب است او برای شب را با دوست پسرش ایگور بیستوپنج ساله آماده میشود در راه رفتن به کنسرت تصمیم میگیرند در تاکسی متعلق به دوست ایگور عشق خود را تجربه کنند این باید اولین تجربهٔ لانا میبود اتفاقات وقتی اتفاق میافتد که صدای مأموریت از تاکسی دیگر آن ها را قطع میکند سرقت و تلاش برای قتل در جریان است لانا میخواست بازی عشقی را متوقف کند اما ایگور او را وادار به ادامه میکند لانا از او فرار میکند و در یک باشگاه با ایرا nineteen با مشکلاتی روبهرو میشود که شب را با هم در شهر میگردانند