بیگانه بودن لزوماً به معنای دور بودن از مکانهای دوردست نیست. کارل و مادرش قرار است این را یاد بگیرند وقتی که از سواحل غربی دانمارک به منطقهای با تنوع قومی و مذهبی در نورهبر در کپنهاگ نقل مکان میکنند. سوسن، دختری دانمارکی-ترکی در کلاس جدید کارل، او را زیر بال و پر خود میگیرد و سعی میکند او را به این شهر بزرگ با تمام زبان محاوره و مد روزش معرفی کند. سوسن از اکثر افراد دیگر با تجربهتر و صریحتر است - به ویژه در مقایسه با کارل، این پسر جوان دانمارکی از استانها. رویای بزرگ سوسن زمانی به حقیقت میپیوندد که یکی از آهنگهایش برای نسخه دانمارکی مسابقه آواز یوروویژن برای کودکان انتخاب میشود. پدر سوسن البته میگوید نه، اما کارل یک نقشه دارد.