خط داستانی
در اواخر دههٔ ۱۹۴۰ لبنان به سوی درگیری ویرانگر میلغزد. خواهران کاتولیک، امیلی و امیر، تصمیم میگیرند به برزیل بروند. در کشتی به سوی خانهٔ جدید، امیلی عاشق Omar، تاجر مسلمانی میشود. برای امیر خشمگین و حسود، این رابطه غیرقابل تحمل است. با گسترش داستان در پسزمینهٔ جنگلهای بارانخیز باشکوه، اقدامات امیر و تصمیمی که امیلی در پی آن میگیرد، پیامدهای فاجعهباری به همراه دارد.