خط داستانی
ان نویسندة مادر داغدار پسرش لوکاس است که با بیماری ژنتیکی به دنیا آمد و شش سال پیش درگذشت. با تشویق و حمایت دوست پسرش دانیل تصمیم می گیرد خانه اش را بفروشد و به لات پالما مهاجرت کند. اما نه تنها فروپاشی مرکز خانوادگی سابق خاطرات زیادی را دوباره برمی انگیزد که دختر بزرگش هلن نیز از آمریکا به آلمان بازگشته است.