آیشه (۴۷ ساله) با برادرش ریدوان (۳۸ ساله) که مبتلا به سندرم داون است، در حاشیهی استانبول در حال رشد زندگی میکند، جایی که چهرهی شهر شروع به تغییر کرده است. پدرشان مدت زیادی است که در بیمارستان منتظر مرگ است. وقتی آیشه از یک راننده کامیون بینالمللی که در پمپ بنزینی که او در آن کار میکند، توقف میکند، پیشنهاد ازدواج دریافت میکند، او باید بین سرنوشت و رویاهایش انتخاب کند.