خط داستانی
صالح تاجر فاسدی است که کارمند ساده شاکر را اخراج میکند و او دارای مدارکی است که صالح را محکوم میکند. حین تعقیب توسط افراد صالح برای به دست آوردن مدارک، شاکر آنها را بدون اطلاع دکتر آیدا در کلینیک او پنهان میکند و توسط افراد صالح کشته میشود. جسد او پس از خلع هر چیزی که احتمال شناسایی را داشت، در جاده رها میشود. صالح یکی از همگروههای خود را میفرستد تا پزشک را بکشد.