بازیگر مشهور اوکراینی، الکساندر پیچریتیا، که قرار بود در تاریخ ۲۴ فوریه با نمایش «خوشبختی دزدیده شده» به لviv برود، به جای آن سلاح به دست گرفت و به دفاع از اوکراین در منطقه خارکف رفت. در طول چرخشها و تعطیلاتش، الکساندر در تئاتر بازی کرد، کنسرتهایی برگزار کرد، به تحصیل در رشته روانشناسی نظامی پرداخت و سعی کرد هر چه بیشتر با پسر جوانش ارتباط برقرار کند. با گذشت زمان، او احساس دوگانگی خاصی در زندگیاش کرد: دنیای جنگ و دنیای هنر که به هر دو تعلق داشت، نمیتوانستند در یک شخص coexist کنند؛ خانه خالی و لحظات کوتاه با پسرش فقط او را به یاد زمانهای خوشی میانداخت که خانوادهاش نزدیک بودند؛ عدم قطعیت درباره آینده شغف، خانواده، کشور و ناتوانی در تأثیرگذاری بر هیچ چیز، الکساندر را به فکر این سوال انداخت که «هدف زندگی من اکنون چیست؟»
برای دانلود، باید وارد حساب کاربری خود شوید و اشتراک خریداری کنید.