Echoes of the Forgotten
فیلم بازتابهای فراموششده
ابرهای تاریک و غیرمعمولی در آسمان جمع شده بودند و به آرامی به سمت تپهای پر از یادها در حال حرکت بودند. با نزدیک شدن طوفان، مردم به سمت قبرستان در بالای کوه جیان رفتند و امیدوار بودند که تکههای محو شده گذشته را قبل از رسیدن طوفان بازپس بگیرند. از اعماق کوهها صدای گاه و بیگاه پارس سگها به گوش میرسید—نجواهایی از داستانهای دفن شده: اجداد که جابجا شده بودند، سگهای ولگردی که رانده شده بودند، زنی که هنوز منتظر بازگشت شوهرش بود و من که سعی میکردم در شکافهای حافظه به پدرم وصل شوم—و شاید، خودم را نیز پیدا کنم.