زمانی که سب به خواندن داستان "درخت بخشنده" برای برادر کوچکترش لوک به عنوان داستان قبل از خواب میرود، مجبور میشود حقیقت وحشتناک را بپذیرد که لوک مرده است. سب در نتیجه مجبور میشود سفر پذیرش خود را آغاز کند، به سراغ قبر او میرود و گفتگویی تسلیبخش با کشیش محلی دارد.