شب کریسمس است و در اطراف خانهای که مریم شانزده ساله دارد برف میبارد. او با آنفلوآنزا در تخت خواب است و کنار او کیون برادر کوچکش، نانسی مادر و پدربزرگ نشستهاند. کیون پیشنهاد میکند هدایای کریسمس را باز کنند و در میان سایر هدایات، مریم قصهای میابد که کیون آن را آغاز میکند... در فضا، قلعه کوتوله توسط سیاره قلعه سیاه تهدید میشود. پادشاه قلعه نگران این خطر است و از جید، ملکه امید، برای کمک میخواهد. به محض دریافت پیام، او راهی قلعه سیاه میشود تا دوستانش را نجات دهد. اما تنها پاداشی که پادشاه میتواند به او بدهد دانه گندم است. جید به قلعه میرسد و با موجودی شرور و سربازانش مواجه میشود و در یک بازی کامپیوتری با آتشهای آبی و پرتوهای لیزری روبهرو میشود.
برای دانلود، باید وارد حساب کاربری خود شوید و اشتراک خریداری کنید.