The Head of Gumercindo Saraiva
فیلم سر گومرسیندو سارایوا
یک داستان تخیلی مبتنی بر رویدادهای واقعی که در پایان انقلاب فدرالیست در سال ۱۸۹۵ در جنوب برزیل رخ داد. هنگامی که گومرسیندو سارایوا در یک کمین کشته شد و در گورستانی کنار جاده به خاک سپرده شد، وفاداران به حکومت مرکزی این موضوع را کشف کردند، جسد را از خاک بیرون آوردند و سر آن را بریدند تا به عنوان غنیمت جنگی برای فرماندار برده شود. سرگرد رامیرو د اولیویرا و دو مرد برای این کار غیرمعمول انتخاب شدند. این فیلم، سفر کاپیتان فرانسیسکو سارایوا، پسر گومرسیندو، و گروه پنج نفره سوارکارش را در تلاش برای بازپسگیری سر پدرش روایت میکند. لحظات نزدیک شدن و فاصله گرفتن بین تعقیبشوندگان و تعقیبکنندگان، رویاروییها و درگیریها، و دوئلهایی که در هر دو طرف رخ داد تا رسیدن به ملاقات نهایی، زمانی که تنها رامیرو و فرانسیسکو باقی میمانند؛ همه این رویدادها به طور مفصل در فیلم روایت شدهاند. درسهایی که در این سفر آموخته شد، در پایان به ثمر مینشیند و هر دو مرد، با توجه به تمام تجربیاتی که پشت سر گذاشتند، تصمیم به یک پایان شرافتمندانه برای هر دوی خود میگیرند.