خط داستانی
قالب نمایش جین لندن در طول سالها تغییر کرد. در ابتدا لندن برای فروشگاه عمومی نزد کارخانه کنفیير کار میکرد. رئیسش آقای دبلِی بود و دستمزد او سه و نیم سنت در هفته. کاراکتر او از تخیلات برای فرار از زندگی یکنواخت استفاده میکرد. مویی که طلاگون بود منبعی برای جادو فراهم میکرد. لندن عاشق دختر کارفرمایش، دِبی دبلِی، بود اما دِبی به هالیوود رفت و او را تنها و با تخیل باقی گذاشت. بعداً برنامه به عمارت ترسناک کویگلیان شد با تونل مخفی و موضوعاتی از ارواح، بشقاب پرندهها و بیگانگان.