داستانی است با ترکیب تجربیات کودکیِ کاپیتان تیم ملی هند، ویراستِ کولهی، با این سناریو که پدرِ ویلاگ از وی میخواهد با این رویاها ارتباطی نداشته باشد. پدربزرگِ وی در خوابها ظاهر میشود تا به او راهِ تبدیل شدن به قهرمان بعدی را نشان دهد. همراه با بهترین دوستانش، سعی میکند رازهای پشت این ماجرا را کشف کند و حقیقتِ تماشینبخشِ آقای ناباب همچنان ناگفته باقی است.