خط داستانی
در سدهٔ شانزدهم، آرتِه، دختری جوان از خانوادهای اشرافی، آرزوی هنرآموزی و مشارکت در نوسازی تمدن را در سر دارد. اما با مرگ پدر، تنها کسی که به شورِ هنرش ایمان داشت را از دست میدهد و حالا انتظار میرود با یک نجیبزاده ازدواج کند و به عنوان همسر خانهدار با نجابت در خانه سخاوتمند و بیدغدغه زندگی کند بدون این که نام خانوادگیش را لکهدار کند. با اصرار بر قبول نکردن سرنوشت، آرتِه سرسخت به بازار میزند تا استاد هنرمندِ ماهری را پیدا کند تا به او شاگردی بدهد. اما هیچکس باور ندارد که زنان تواناییِ صنعتگری دقیق دارند و هیچکس حاضر به پذیرش او نیست. خوشبختانه، استاد مشهوری به نام لئو متقاعد میشود تا او را به عنوان شاگردش بپذیرد، زیرا خودش اصولاً شاگردی ندارد. و بدینگونه زندگیِ جدید آرتِه از آسودگی پرشورِ تربیت اشرافی فاصله میگیرد. به عنوان شاگرد، او باید از پسِ مخارج زندگی برآید و با چالشهای گوناگون در مسیر دشوار تبدیل شدن به صنعتگرِ ماهر و استادِ کامل روبهرو شود.