علیرغم تلاش برای کنترل زندگی، رون همچنان در روال روزمره خاکستری و یکنواختی است و با نگاه به گذشته بهترین سالهایش را فراز شانههایش میبیند. او عشق، شغل یا جهت معنایی پیدا نکرده است و این مسائل روح او را سنگین میکند. در تلاشی برای همنگه داشتن روحیه، با عشقی قدیمی ارتباط میگیرد و برای کمیتی از خوشبختی، عادات خود را میشکند.